ناشر نیستیم که، خیاطیم
در نمایشگاه کتاب امسال، خانمی دنبال کتابی علمی برای بچهی دبستانیاش میگشت. یکی از همکارها دایرهالمعارف علوم برای کودکان را بهش پیشنهاد داد. خانم کتاب را با نگرانی نگاه کرده و گفته بود این کتاب بدآموزی دارد. همکارم شاخ در آورده بود که چرا؟ خانم گفته بود این آقاهه لخت نشسته روی جلد کتاب. بچه میبیند و چشم و گوشش باز میشود. طبعاً آقاههی لخت از انسانهای نخستین است و روی پایش لوح گِلی دارد. دارم فکر میکنم اگر برای این آقای لخت بیآبرو کت و شلوار میدوختیم و تنش میکردیم، خیلی بهش میآمد. نه؟!
پ.ن: خاک خوردن اینجا به خاطر ایرادهای فنی بود. حالا مشکل حل شده و آنقدر بنویسم که جانم در بیاید.
