آن نه خال است و زنخدان و سرِ زلفِ پریشان
میبینی؟ آدم هوایی میشود اصلا. آن دامن چیندار، آن گلِ آویخته از گیسو، آن دستی که با ناز روبندهاش را زده بالا، آن چند شاخه گل، آن کلاغزاغیها که پیچیدهاند به پَر و پایش… آن غم چشمها و آن نگاه مضطرب از پسِ اندرونی و آن خال روی پیشانی. راستی، معلوم است خالش؟!

سالهاست جزو نقاشیهای دوستداشتنیام نگهش داشتهام. کار فیروزهخانم گلمحمدی است. آقا، هنرمندند این خانواده، هنرمند. فیروزهخانم میشود زنبرادر میرحسین؛ یعنی جاریجانِ زهرا رهنورد. این خانم گلمحمدی هم مثل زهرا رهنورد خیلی طرفدار حق و حقوق زنهاست. توی نقاشیها و طرحهایش اغلب زنها حضور پررنگی دارند. آدم دلش میسوزد. کاش کشور دست اهالی فرهنگ و هنر بود خب.
پنج شش سال پیش، تصمیم گرفتم بروم کلاسهای نقاشی فیروزه گلمحمدی. تنبلک شدم، نشد و نشد. حالا بعد از این همه سال یادم افتاده. باشد. این هم روی غصههای دیگرم.
شاه خاموش گفته است :
از اینکه رنگارنگه خوشم میاد
دی ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۳ ق.ظ
مریم گفته است :
ببخشیدمیرحسین میامد رییس جمهور میشد چه ربطی به ایشان داشت؟ اونوقت بحث رابطه و .. پیش نمیامد؟
دی ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۱ ب.ظ
fatemeh گفته است :
خب، البته من اصلا نگفتم این خانم کاش سمتی چیزی میگرفت مریم خانم. حرفم این است که کاش کشور دست آدمهایی بود که دغدغهی فرهنگ و هنر دارند. نه خانم فیروزه گلمحمدی، بلکه زیادند از این دست مردم. مثالی بود فقط. فکر میکنم خیلی مهم باشد متولیان این سرزمین نگاهشان فرهنگی باشد. اینطور نیست؟!
دی ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۴:۴۲ ب.ظ
زهرا.ر گفته است :
فاطمه ی عزیزم رفتم به سایت خانم گل محمدی.سایر نقاشی هاشونو هم دیدم.خیلی به آدم روحیه می ده.حس خوبی بهم دست داده.دستت درد نکنه.توی این زمونه یکم نیاز بود یاد قدیما بیفتم.داشت یادم می رفت چطور بودیم.ولی با نقاشیهای فیروزه خانم و رنگهاشون یاد زندگی چند ماه و چند سال پیشم افتادم.همونطور رنگی بودیم.(حالا هر کی ندونه فکر می کنه من ۸۰ سالمه اینطور قدیم قدیم می کنم!)
یاد باد آن روزگاران یاد باد…
دی ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱:۰۴ ق.ظ
M . J . M گفته است :
البته یادتان نرود ، به قول میر حسین موسوی ، همسرش ( علاوه بر هنرمند ) بزرگترین زن روشنفکر ایران است . این جمله بیانگر انحصارطلبی و نادیده گرفتن ، بسیاری از زنان روشنفکر پیش قدم و موثرتر از ایشان است . خلاصه از شعار تا عمل فاصله بسیار است .
دی ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۷ ب.ظ
fatemeh گفته است :
انتقاد شما را تاحدی وارد میدانم. البته پیشنهاد میکنم درکنارش مصاحبهی ژیلا بنییعقوب با خانم رهنورد را بخوانید. آنجا رهنورد بهتفصیل اشاره میکند که چرا موسوی این حرف را زده. تاحدی راست میگوید؛ میتوان گذاشت بهپای عصبانی شدن یک مرد ایرانی، از اینکه پای زنش را به یک بازی بچگانه باز کردهاند. همان حرف و حدیثهای قدیمی غیرت و این چیزها لابد.
بعد هم حساب کنید واکنش لحظهای را، وقتی طرف مقابل بهراحتی همهچیز را زیر سوال میبرد. من گذاشتم به حساب عصبانیت آنی، و البته به قول خود رهنورد، عشق یک مرد به زنش
و بهنظرم اصلا نمیتوان به انحصارطلبی تعبیرش کرد. موسوی هرگز درصدد کمرنگ کردن نقش زنان روشنفکر ایرانی نبوده است.
دی ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۶ ق.ظ
سپیا گفته است :
آی گل گفتی از کارای فیروزه.من دیونه کاراشم.فوق العاده است. کاملا ایرانی.اصیل.نقش ونگاراش چشم آدمو نوازش میده.آرزومه یروزی مثل اون کارام پر از خلاقیت باشه.تو رو خدا اگه کسی از محل برگزاری کلاساش خبر داره بگه. من در به در دنبالشم.
فروردین ۲۷م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۹ ب.ظ
سپیا گفته است :
ینی هیشکی نیس که به من کمک کنه کلاسای فیروزه گل محمدی رو پیدا کنم!!!!! PLEEEEEEEAAAAAAASSSEEE
فروردین ۲۷م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۱ ب.ظ