شبانه، یا گند زدی به حال و روزمان لامصب!

نوشته شده در قسمت : Uncategorized توسط : fatemeh

بعضی وقت‌ها آدم دلش می‌خواهد وسط سالن سینما گیس‌هایش را بکَند، و به خودش فحش می‌دهد که غلط کردم؛ که این دیگر چه فیلمی بود. اه. لعنتی.

اوووم. همین‌جا با صدای بلند اعلام می‌کنم که گند بگیرند فیلم شبانه را. حالم حسابی بد است و عصبانی‌ام. بیشتر هم از دوستان روزنامه‌نگار و و بعضی بچه‌های وبلاگ‌نویس ناراحتم که بیخودی فیلم را آتش می‌کنند؛ گرم می‌کنند تنورش را. این‌قدر فیلم بی‌سر و تهی بود که حتی نمی‌توانم دوخط بنویسم از قصه‌ی فیلم. قصه؟! هه.

از دیروز، دارم خودم را سرزنش می‌کنم که حق نداری یک فیلم را که کلی برای ساختش زمان و انرژی و هزینه صرف شده، این‌جوری بی‌منطق نقد کنی. اما ورِ دیگر ذهنم پیروز می‌شود باز: حقش است، حقش است، حقش است. چرندترین فیلم تمامِ عمرم را دیروز دیده‌ام آخر. این‌قدر حرصم درآمده که نمی‌توانم تمرکز کنم و بنویسم چرا این‌قدر بد بود.

‌برای اولین بار، با آسودگی خاطر یک ربع وسط فیلم خوابیده‌ام؛ بعد که بیدار شده‌ام، دیده‌ام هیچی از دست نداده‌ام. بعدش لبخند زده‌ام به تمام آدم‌هایی که وسط فیلم، دسته‌دسته، غرغرکنان سالن شماره‌ی ۳ سینما فلسطین را ترک کرده‌اند. دیده‌ام آن‌هایی هم که مانده‌اند توی سالن، یا دارند غر می‌زنند، یا خمیازه می‌کشند، یا فحش می‌دهند، یا با موبایل حرف می‌زنند. کی گفته بود شبانه کار خوبی است؟

پ.ن: آقای محترم، باور کن ماها این‌قدر دور از فیلم و سینما نیستیم‌ها. فرض کن  شاید یک‌ چیزهایی حالی‌مان بشود مثلا. اوهوم. من  از آن دسته‌ای هستم که دیدن شبانه را به دیگران توصیه نمی‌کنند. بعله.

دیدگاهتان را بنویسید :