مبارکت باد ناگاه روشنایی
این مطلب مهمی نیست که، مهم آن است که من دارم از مردن نجاتت میدهم. جای این حرفها، شمعی روشن کن تا در سایهاش یکدست شطرنج جانانه بزنیم تا از صرافت حملهی هوایی و کشت و کشتار بیفتیم.
اندوه جنوبی، محمد ایوبی، نشر پنجره
پ.ن: هنوز کاغذ خطخطیاش بوی سیگارش را میدهد. گیریم بعد از چهارسال. امروز زنده نیست، ولی دستنوشتهاش، خطخطیهایش، پیچوتاب کلمات، انحنای حروف… اینها که هست. کاش میشد بوی سیگار پیچیده به کاغذهایش را هم اسکن کنم بگذارم اینجا.
